جمال الدين محمد الخوانساري

192

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

يعنى با شرايط آن از خضوع وخشوع وغير آن ، حقّ تعالى أو را توفيق دهد وعالم گردد ، وممكن است كه اين در بعضي مسائل مشكله ومطالب غامضه باشد ومراد اين باشد كه در آنها هر كه سؤال را نيكو كند ، يعنى مربوط ومنقّح كند عالم گردد يعنى چنين كسى قابليّت علم آنها دارد وهر گاه آنها از براي أو تحقيق شود عالم شود واگر سؤالهاى أو نامربوط باشد اين نشان عدم فهم وذكاء اوست واين كه عالم نتواند شد وتحقيق آنها از براي أو ثمرهء ندارد واللّه تعالى يعلم . 7934 من فهم علم غور العلم . هر كه بفهمد داند غور علم را ، « غور » بمعنى فرو رفتن آبست در زمين ، وممكن است كه مراد اين باشد كه كسى كه بفهمد وداند گردد يا اين كه صاحب فهم وادراك باشد داند غور علم را واين كه آن را پايانى نباشد وبهر مرتبهء كه كسى برسد بته آن نرسيده ، يا اين كه كسى كه صاحب فهم تند وادراك بلند باشد بته علم ودقائق واسرار آن مىتواند رسيد وأكثر مردم را آن ميسّر نيست بلكه نهايت مرتبهء ايشان ادراك ومعرفت ظاهريست واللّه تعالى يعلم . 7935 من صبر خفّت محنته . هر كه صبر كند سبك شود محنت أو . 7936 من جزع عظمت مصيبته . هر كه جزع وبىتابى كند عظيم گردد مصيبت أو ، مضمون اين دو فقرهء مباركه مكرّر مذكور شد . 7937 من بذل جاهه استحمد . هر كه بذل كند جاه خود را طلب ستايش كننده كند ، يعنى هر كه صرف كند جاه خود را در كارسازى مردم وبر آوردن حاجات ايشان ، ايشان را ستايش كنندهء خود كند .